Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حفاف

تلفظ بین المللی : /hafˈɑf/ تلفظ :‌ [haf'Af]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • حفاف الطیر
  • حفافه
  • حفافیث
  • فرودگاه صحرایی پایگاه هوایی حفافظت ملی بری
  • دید حفاظ
  • ذات الحفائل
  • ذو الحوافر
  • ذو حفاظ
  • ذو حیاف
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

حفاف . [ ح َف ْ فا ] (ع اِ) گوشت نرم که زیر ملاذه است . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). گوشت کام .

حفاف . [ ] (اِخ ) خفاف یاحماق . نام شاعری است . رجوع به المعجم فی معاییر اشعار العجم ص 311 شود.

حفاف . [ ح ِ ] (ع مص ) برهنه و ساده و رت کردن زن روی را به برکندن موی برای زینت ...

فرهنگ فارسی

یا حماق نام شاعری است

کلمات مرتبط

  • حفاف الطیر
  • حفافه
  • حفافیث
  • فرودگاه صحرایی پایگاه هوایی حفافظت ملی بری
  • دید حفاظ
  • ذات الحفائل
  • ذو الحوافر
  • ذو حفاظ
  • ذو حیاف
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات