Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حفاظ

تلفظ بین المللی : /hˈefɑz/ تلفظ :‌ [h'efAz]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • حفاظ استحکامات
  • حفاظ پیدا کردن
  • حفاظ ساحل
  • حفاظ ازمایشی
  • حفاظ تبدیلی
  • حفاظ راه کنار
  • حفاظ طولی
  • حفاظ میانگاهی
  • حفاظ پروانه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

حفاظ. [ح ِ ] (اِخ ) رجوع به ابوالمنی ابونصر حفاظ... شود.

حفاظ. [ ح ُف ْ فا ] (ع ص ، اِ) ج ِ حافظ. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). حَفَظَة. (منتهی الارب ). رجوع به حافظ شود : ساز در آغوش هر سو مطربان زهره سوزنشتر مضراب هر یک با رگ جانی قرین حبذا حفاظ خوش الحان که مرغ لهجه شان در دل بلبل فشارد ناخن صوت حزین .طالب آملی ...

فرهنگ عمید

حافظ#NAME?

۱. آنچه مانع از دیدن یا بردن چیزی می‌شود، مانند پرده و دیوار.
۲. (اسم مصدر) [قدیمی] نگهداری کردن؛ مواظب بودن؛ مراقبت؛ مواظبت.

= حافظ
۱. آنچه مانع از دیدن یا بردن چیزی می شود، مانند پرده و دیوار.
۲. (اسم مصدر ) [قدیمی] نگهداری کردن، مواظب بودن، مراقبت، مواظبت.

فرهنگ معین

(حِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) نگاه داشتن ، نگاه داری کردن . ۲ - (اِ. ) ستر، پرده .

دانشنامه آزاد فارسی

حِفاظ (shield)در فناوری، هر نوع مادۀ مورد استفاده برای کاهش مقدار تابش الکتروستاتیکی، الکترومغناطیسی، گرمایی، و هسته ای عبوری از ناحیه ای به ناحیۀ دیگر، یا برای جلوگیری از ریزش خاک وسنگ در هنگام حفر تونل. از رساناهای الکتریکی به منزلۀ حفاظ الکتروستاتیک، از آهن نرم به منزلۀ حفاظ الکترومغناطیس، و از رساناهای ضعیف به منزلۀ حفاظ گرما استفاده می کنند. مواد سنگین، مانند سرب و بتون، برای حفاظت در برابر پ...

فرهنگ فارسی

نگاهداری کردن، مواظب بودن، مراقبت، مواظبت، جمع حافظ
( صفت اسم ) جمع حافظ

مترادف و متضاد

پرده، پوشش، ستر

عار، حمیت، مروت

عفاف، پرهیزکاری

پناه، پناهگاه، ملجا

سقف، دیوار، نرده، میله

۱. پناه، پناهگاه، ملجا
۲. پرده، پوشش، ستر
۳. سقف، دیوار، نرده، میله
۴. عار، حمیت، مروت
۵. عفاف، پرهیزکاری

reserve (اسم)ذخیره، مدارا، حفاظ، احتیاط، یدکی، اندوخته، پس نهادprotection (اسم)حمایت، حفاظت، سایه، حفاظ، محافظت، حفظ، حراست، نیکداشت، تامین نام...

فرهنگستان زبان و ادب

{enclosure, telescope enclosure} [نجوم رصدی و آشکارسازها] سازه ای که تلسکوپ در آن قرار می گیرد متـ . گنبد 2 dome1
[فیزیک] ← سپر 2

کلمات مرتبط

  • حفاظ استحکامات
  • حفاظ پیدا کردن
  • حفاظ ساحل
  • حفاظ ازمایشی
  • حفاظ تبدیلی
  • حفاظ راه کنار
  • حفاظ طولی
  • حفاظ میانگاهی
  • حفاظ پروانه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات