معانی کلمه : حطیم
لغت نامه دهخدا
حطیم . [ ح ُ طَ ] (اِخ ) تابعی است .
حطیم . [ ] (اِخ ) حظیم . صحابیست . و از او یک حدیث منقول است . (قاموس الاعلام ترکی ).
فرهنگ عمید
۱. دیوار کعبه.
۲. آنچه مابین رکن، زمزم، و مقام قرار دارد. Δ از آن جهت به این نام خوانده شده که مردم در آنجا اظهار شکستگی و فروتنی میکنند و با خشوع و خضوع دست به دعا برمیدارند. در زمان جاهلیت در آنجا سوگند میخوردند.
فرهنگ فارسی
دیوار کعبه مابین رکن و زمزم و مقام .
دیوارکعبه، مابین رکن وزمزم ومقام قراردارد
تابعی است
دیوارکعبه، مابین رکن وزمزم ومقام قراردارد
تابعی است
