کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حضور-داشتن | کلماتور
معنی کلمه : حضور داشتن
تلفظ بین المللی :
/hˈozuːr dˈɑʃtan/
تلفظ :
[h'ozu:R d'AStan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
حضور
حضور بهم رساندن
حضور در محلی به عنوان اعتراض
حضور در همه جا
حضور در همه جا در ان واحد
حضور در همه جا در یک وقت
حضور ذهن
حضور و غیاب
حضور و غیاب سازمانی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
حاضربودن، حضور یافتن، آمدن ≠ غایب بودن
۱. حاضربودن، حضور یافتن، آمدن ≠ غایب بودن
۲. شرکت کردن
attend
(فعل)
همراه بودن، توجه کردن، انتظار داشتن، حضور داشتن، رسیدگی کردن، مواظبت کردن، گوش کردن، در ملازمت کسی بودن، در پی چیزی بودن، از دنبال امدن، انتظار کشیدن، پرستاری کردن
کلمات مرتبط
حضور
حضور بهم رساندن
حضور در محلی به عنوان اعتراض
حضور در همه جا
حضور در همه جا در ان واحد
حضور در همه جا در یک وقت
حضور ذهن
حضور و غیاب
حضور و غیاب سازمانی
نظرات