کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حضور-بهم-رساندن | کلماتور
معنی کلمه : حضور بهم رساندن
تلفظ بین المللی :
/hˈozuːr bˈeham resˈɑndan/
تلفظ :
[h'ozu:R b'eham Res'Andan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
حضور به هم رساندن
تقدیم شراب به حضور خدایان
حضور در محلی به عنوان اعتراض
حضور
حضور داشتن
حضور در همه جا
حضور در همه جا در ان واحد
حضور در همه جا در یک وقت
حضور ذهن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
assist
(فعل)
معاونت کردن، توجه کردن، کمک کردن، یاری کردن، مساعدت کردن، دستیاری کردن، شرکت جستن، همدستی و یاری کردن، دستگیری کردن، حضور بهم رساندن، پیوستن به، حمایت کردن از، پایمردی کردن
کلمات مرتبط
حضور به هم رساندن
تقدیم شراب به حضور خدایان
حضور در محلی به عنوان اعتراض
حضور
حضور داشتن
حضور در همه جا
حضور در همه جا در ان واحد
حضور در همه جا در یک وقت
حضور ذهن
نظرات