Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حضری

تلفظ بین المللی : /hˈazri/ تلفظ :‌ [h'azRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • حضری و سفری
  • عصام الحضری
  • ایات حضری
  • سور حضری
  • عبدالکریم الحضریوی
  • دیدبان حریق
  • دیده وری حریق
  • رده بندی ابعاد حریق
  • رده بندی علت حریق
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

حضری . [ ح َ ض َ ] (ص نسبی ) منسوب به حضر، شهری در جزیره . از دیاربکر. (الانساب ).

حضری . [ ح َ ] (ص نسبی ) منسوب به حضر. شهری باستانی است که نام او در اشعار عرب آمده است . (الانساب ).

حضری . [ ح َ ض َ ] (ص نسبی ) منسوب به حضر. ساکن شهر. ساکن حضر. شهرنشین . شهری . (دهار). شهرباش . قراری . تخته قاپو. مدری . مدنی . م...

فرهنگ عمید

کسی که در شهر زندگی می کند، شهرنشین.

فرهنگ معین

(حَ ضَ ) [ ع . ] (ص نسب . ) شهرنشین .

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که در شهر و خانه مسکن دارد شهر نشین مقابل بدوی .
منسوب به حضر شهری است باستانی که نام وی در اشعار عرب آمده است

کلمات مرتبط

  • حضری و سفری
  • عصام الحضری
  • ایات حضری
  • سور حضری
  • عبدالکریم الحضریوی
  • دیدبان حریق
  • دیده وری حریق
  • رده بندی ابعاد حریق
  • رده بندی علت حریق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات