معانی کلمه : حضری
لغت نامه دهخدا
حضری . [ ح َ ض َ ] (ص نسبی ) منسوب به حضر، شهری در جزیره . از دیاربکر. (الانساب ).
حضری . [ ح َ ] (ص نسبی ) منسوب به حضر. شهری باستانی است که نام او در اشعار عرب آمده است . (الانساب ).
فرهنگ عمید
کسی که در شهر زندگی می کند، شهرنشین.
فرهنگ معین
(حَ ضَ ) [ ع . ] (ص نسب . ) شهرنشین .
فرهنگ فارسی
( صفت ) کسی که در شهر و خانه مسکن دارد شهر نشین مقابل بدوی .
منسوب به حضر شهری است باستانی که نام وی در اشعار عرب آمده است
منسوب به حضر شهری است باستانی که نام وی در اشعار عرب آمده است
