Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حضارت

تلفظ بین المللی : /hozzˈɑrat/ تلفظ :‌ [hozz'ARat]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • زباله سوز حرارتی
  • انگشتر حضرت سلیمان
  • صنیع حضرت
  • عالی حضرت
  • عملیات حرارتی
  • فتح حضرت
  • ماس حضرتی
  • اسحق فرزند حضرت ابراهیم
  • با حرارت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

حضارت . [ ح َ رَ ] (ع مص ) حاضر آمدن . || حاضر کردن . || مقیم شدن بشهر. مقیم بودن به حضر. اقامت کردن . مقابل بداوت .

حضارت . [ ح ِ / ح َ رَ ] (ع اِ) شهر. حضر. || (اِمص ) اقامت در شهر. (آنندراج ). مقیم بودن . به حضر اقامت کردن . مقابل بداوت . شهرنشینی . رجوع به حضارة شود.

حض...

فرهنگ عمید

شهرنشینی، اقامت در شهر، تمدن.

فرهنگ معین

(حَ یا حِ رَ ) [ ع . حضارة ] (اِمص . ) شهرنشینی ، ساکن شدن در شهر.

فرهنگ فارسی

شهرنشینی، اقامت درشهر، اقامت درحضر، خلاف بداوت
( اسم ) ۱ - اقامت در شهر شهر نشینی مقابل بداوت . ۲ - تمدن .
حاضر آمدن حاضر کردن

مترادف و متضاد

۱. شهرنشینی ≠ چادرنشینی
۲. تمدن، مدنیت ≠ بداوت، بدویت، بادیهنشینی


کلمات مرتبط

  • زباله سوز حرارتی
  • انگشتر حضرت سلیمان
  • صنیع حضرت
  • عالی حضرت
  • عملیات حرارتی
  • فتح حضرت
  • ماس حضرتی
  • اسحق فرزند حضرت ابراهیم
  • با حرارت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات