Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حصاد

تلفظ بین المللی : /hasˈɑd/ تلفظ :‌ [has'Ad]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • حصاد کردن
  • حصادت
  • حصاده
  • ذو حصاه
  • اناتولی حصاری
  • رفتار حادثه پذیر
  • الحاد
  • الحاد مغلوب
  • امتیست حادثه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

حصاد. [ ح َ ] (ع اِ) درو. هنگام درو.

حصاد. [ ح ُص ْ صا ] (ع ص ، اِ) ج ِ حاصد. حصدة. دروگران . درودگران .

حصاد. [ ح َص ْ صا ] (ع ص ) حاصد. دروگر. لغت مبالغه از حصاد. دروگر. (مهذب الاسماء). درودگر.

حصاد. [ح َ / ح ِ ] ( ع مص ) درودن. ( دهار ) ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( ...

فرهنگ عمید

دروکننده.

۱. درو کردن.
۲. (اسم) هنگام درو.

دروکننده.
۱. درو کردن.
۲. (اسم ) هنگام درو.

فرهنگ معین

(حَ یا حِ ) [ ع . ] (مص م . ) درو کردن .

فرهنگ فارسی

دروکردن، درویدن، بریدن حاصل مزرعه باداس
۱ - ( مصدر ) درو کردن بریدن محصول با داس و مانند آن درویدن . ۲ - ( اسم ) هنگام درو .
دروگر

کلمات مرتبط

  • حصاد کردن
  • حصادت
  • حصاده
  • ذو حصاه
  • اناتولی حصاری
  • رفتار حادثه پذیر
  • الحاد
  • الحاد مغلوب
  • امتیست حادثه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات