معانی کلمه : حسین
لغت نامه دهخدا
حسین . [ ح َ ] (ع ص ) صاحب جمال . حَسَن .
حسین . [ ح ُ س َ ] (اِخ ) ابن درة. رجوع به حسین حلی شود.
حسین . [ح ُ س َ ] (اِخ ) ابن نصربن خمیس . رجوع به خمیس شود.
حسین . [ح ُ س َ ] (اِخ ) محمد شریف . رجوع به حسین عمری شود.
فرهنگ معین
(حُ سَ یا س ِ ) [ ع . ] (ص . ) مصغر حسن .
فرهنگ فارسی
غوری عز الدین موسس خاندان غوریان است که آنانرا آل شنسب یا شنسبانیه نیز گفته اند و آنان از ۵۴۳ تا ۶۱۲ در غور و اطراف آن سلطنت کرده اند .
خوب ونیکو، نام امام سوم شیعیان
( اسم ) ۱ - خوبک نیکوک . ۲ - ( اسم )
ابن احمد بن یعقوب یا حسن ابن احمد از بنی همدان حکیم و فیلسوف و جغرافیدان و نسب شناس است
خوب ونیکو، نام امام سوم شیعیان
( اسم ) ۱ - خوبک نیکوک . ۲ - ( اسم )
ابن احمد بن یعقوب یا حسن ابن احمد از بنی همدان حکیم و فیلسوف و جغرافیدان و نسب شناس است
دانشنامه عمومی
نیکو، خوب، زیبا.
اسم امام سوم شیعیان است
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: hoseyn) (عربی) خوب ، نیکو ؛ (در اعلام) امام سوم شیعیان و پسر علی ابن ابیطالب (ع) از حضرت فاطمه(س) .
