Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حسو

تلفظ بین المللی : /hˈasuː/ تلفظ :‌ [h'asu:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • حسو العلباوی
  • حسو بلیل
  • حسودانه
  • حسود
  • حسون
  • حسود و خسیس و طامع
  • حسوم
  • چشم حسود کور
  • حسود هرگز نیاسود
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

حسو. [ ح َ س ُوو ] (ع ص ) مرد بسیارآشام .

حسو. [ ح َس ْوْ ] (ع مص ) آب خوردن مرغ . حسا الطائردرست است ، و شرب الطائر، غلط است . یوم کحسوالطیر؛ روزی کوتاه . || حسو مرق ؛ اندک اندک آشامیدن شوربا را. آشامیدن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (دهّار) (مهذب الاسماء). || خشک شدن چیزی از باد سرد. (زوزنی ). || دور شدن . (تاج المصادر). || (اِ) آش آماج . (شرفنامه ٔ من...

فرهنگ فارسی

مرد بسیار آشام

کلمات مرتبط

  • حسو العلباوی
  • حسو بلیل
  • حسودانه
  • حسود
  • حسون
  • حسود و خسیس و طامع
  • حسوم
  • چشم حسود کور
  • حسود هرگز نیاسود
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات