حسنة.[ ح ِ ن َ ] (ع ا) کرانه ٔ برآمده از کوه . ج ، حَسَن .
حسنة. [ ح َ س َ ن َ ] (اِخ ) مکنی به ام شرحبیل ، زوجه ٔ سفیان بن معمر. از صحابیان و مهاجرات حبشه است . او با شوی و پسران خود پیش از هجرت به مدینه مهاجرت کرده اند.
(تلفظ: hasane) (عربی) خوب ، نیک ، پسندیده ، عمل نیک و پسندیده ؛ عمل پسندیده به ویژه عمل مطابق با شرع ، کار نیک .
بر، خوبی، خیر، فضیلت، نیکویی، نیکی ≠ ذمیمه، رذیلت
نیکو، نیک