Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حساسه

تلفظ بین المللی : /hassˈɑseː/ تلفظ :‌ [hass'Ase:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • ذو حساس
  • روح حساس
  • فیلم کم حساسیت
  • گل حساس
  • گونۀ حساس
  • نشانگان حساسیت دهان
  • با حساسیت نوری
  • از حساسیت کاستن
  • بسیار حساس
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

حساسة. [ ح ُ س َ ] (ع اِ) ماهی خشک . ج ، حُساس و حساسات .

حساسة. [ ح َس ْ سا س َ ] (ع اِ) گلی است که با ببسودن و بپرماسیدن برگهایش فروهشته شود.

( حساسة ) حساسة. [ ح َس ْ سا س َ ] ( ع اِ ) گلی است که با ببسودن و بپرماسیدن برگهایش فروهشته شود.حساسة. [ ح ُ س َ ] ( ع اِ ) ماهی خشک. ج ، حُساس و حساسات....

فرهنگ فارسی

( صفت ) مونث حساس : قوای حساسه .
ماهی خشک

مترادف و متضاد

mimosa (اسم)
حساسه، درخت گل ابریشم، گیاه حساس

sensitive plant (اسم)
حساسه، گیاه حساس

کلمات مرتبط

  • ذو حساس
  • روح حساس
  • فیلم کم حساسیت
  • گل حساس
  • گونۀ حساس
  • نشانگان حساسیت دهان
  • با حساسیت نوری
  • از حساسیت کاستن
  • بسیار حساس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات