معانی کلمه : حریم
لغت نامه دهخدا
حریم . [ ح ُ رَ ] (اِخ ) دژی از اعمال تعز به یمن .
حریم . [ ح َ ] (اِخ ) قریه ای است به یمامة از بنی العنبر. (معجم البلدان ).
حریم . [ ح ُ رَ ] (اِخ ) وادی به دیار بنی نمیر و آبها دارد. (معجم البلدان ).
فرهنگ عمید
۱. پیرامون و گرداگرد خانه و عمارت.
۲. مکانی که حمایت و دفاع از آن واجب باشد.
۳. [قدیمی] آنچه حرام شده و مَس آن جایز نباشد.
۲. مکانی که حمایت و دفاع از آن واجب باشد.
۳. [قدیمی] آنچه حرام شده و مَس آن جایز نباشد.
فرهنگ معین
(حَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - پیرامون و گرداگرد خانه . ۲ - مکانی که حمایت و دفاع از آن واجب باشد. ج . احرم . حروم .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
محدودهای که در آن تعیین میشود کدام اطلاعات شخصی است و ممکن است به چه منظور در اختیار چه کسانی قرار گیرد
آنچه حرام شده، پیرامون وگرداگردخانه وعمارت
( اسم ) آنچه از پیرامون خانه و عمارت که بدان متعلق باشد . ۲ - مکانی که کمایت و دفاع از آن واجب باشد. جمع : احرم احاریم
ابن فاتک از بنی اسد و راوی حدیث است
( اسم ) آنچه از پیرامون خانه و عمارت که بدان متعلق باشد . ۲ - مکانی که کمایت و دفاع از آن واجب باشد. جمع : احرم احاریم
ابن فاتک از بنی اسد و راوی حدیث است
دانشنامه عمومی
مکان مقدس
گویش مازنی
دو طرف رود – زمین اطراف نهر و رود که غیرقابل تصرف است
/harim/ دو طرف رود – زمین اطراف نهر و رود که غیرقابل تصرف است
مترادف و متضاد
مکان مقدس
منطقه محافظتشده
محدوده، حیطه، قلمرو، مرز
اطراف، پیرامون، گرداگرد، حرم
۱. اطراف، پیرامون، گرداگرد، حرم
۲. مکان مقدس
۳. محدوده، حیطه، قلمرو، مرز
۴. منطقه محافظتشده
دانشنامه اسلامی
فرهنگستان زبان و ادب
{privacy} [رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] محدوده ای که در آن تعیین می شود کدام اطلاعات شخصی است و ممکن است به چه منظور در اختیار چه کسانی قرار گیرد
