حریق . [ ح ُ رَ ] (اِخ ) ابن نعمان بن منذر. برادر حُرَقَة است . (منتهی الارب ).
حریق . [ ح ُ رَ ] (ع اِ) گزنه . انجره . قریس . قریص . بنات النار .
- حریق املس . رجوع به این کلمه شود.
← حریق جنگل
زبانه آتش، شعله آتش
۱. آتشسوزی
۲. سوختن
۳. زبانه آتش، شعله آتش
۴. سوخته