Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حریره

تلفظ بین المللی : /harˈireː/ تلفظ :‌ [haR'iRe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • حریره ارد ذرت
  • حریره ارد ذرت تهیه کردن
  • حریره یا خمیر مانند
  • حریره ٔ بادام
  • حمام شهر قدیمی حریره
  • شهر حریره
  • رباط حدیره
  • عطا حریه
  • علی حریری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

حریرة. [ ح ُ رَ رَ ] (اِخ ) موضعی است نزدیک نخله ، میان ابواء و مکه که چهارمین جنگ از حرب الفجار آنجا رخ داد و نام آن واقعه یوم الحریرة است . (معجم البلدان ).

حریرة. [ ح ُ رَ رَ ] (اِخ ) (یوم ...) یکی از أیام عرب . چهارمین مرحله ٔ حرب الفجار است که در حریرة نزدیک عکاظ رخ داد. و خداش بن زهیر درباره ٔ آن گوید : و قد بلوکم فابلوکم بلائهم یوم الحریرة ضرباً غی...

فرهنگ عمید

۱. غذایی که از آب، نشاسته، شکر، و مغز بادام برای افراد مریض تهیه می شود.
۲. [قدیمی] قطعۀ حریر.
۳. [قدیمی] جامۀ ابریشمی.

فرهنگ معین

(حَ رِ ) [ ع . حریرة ] (اِ. ) ۱ - قطعه حریر. ۲ - خوراکی رقیق از آرد برنج ، شکر و مغز بادام ، معمولاً برای کودکان شیرخوار و بیماران .

دانشنامه آزاد فارسی

حَریرِهدر آشپزی ایران، نام عام شماری از غذاهای سادۀ بی گوشت، فراهم آمده از تره بار، یا حبوبات سبز یا خشک، یا سیب زمینی، یا آرد یا برنج و جز آن ها. معروف ترین حریره، حریرۀ بادام است که از برنج خیسانده و بادام کوبیده و جعفری ساطوری شده و نمک فراهم می شود و آن را غذایی می دانند که در بهبودی بیماران مبتلا به سرفه و سینه درد مؤثر است. برخی از انواع دیگر حریره عبارت اند از حریرۀ اسفناج؛ حریرۀ باقلا؛ حری...

فرهنگ فارسی

نوعی غذای کم‌قوام که با پختن غلات یا مغزها در آب یا شیر تهیه می‌شود

یک جامه ابریشمی، خوراکی با آب ونشاسته وشکر
( اسم ) ۱ - قطع. حریر . ۲ - حلوایی رقیق از آرد برنج و مغز بادام و شکر .
یکی از ایام عرب

دانشنامه عمومی

حَریره نوعی غذای کم قوام است که با پختن غلات یا مغزها در آب یا شیر تهیه می شود و حریره را معمولاً یک گونه یا ترکیبی از حبوبات یا بادام با آب یا شیر می پزند.پرونده های رسانه ای مربوط به حریره در ویکی انباردر فرهنگ دهخدا حریره را چنین تعریف کرده است:آرد برنج و شکر و شیر و گاه با کوبیدهٔ بادام و شکر و شیر و گاه با نشاسته و شکر و شیر پزند و به اختلاف حریرهٔ بادام و حریرهٔ آردی و حریرهٔ نشاسته ای گویند...

مترادف و متضاد

gruel (اسم)
حریره، اماج

porridge (اسم)
حریره، فرنی، شوربا، چیز مخلوط

فرهنگستان زبان و ادب

{gruel} [علوم و فنّاوری غذا] نوعی غذای کم قوام که با پختن غلات یا مغزها در آب یا شیر تهیه می شود

کلمات مرتبط

  • حریره ارد ذرت
  • حریره ارد ذرت تهیه کردن
  • حریره یا خمیر مانند
  • حریره ٔ بادام
  • حمام شهر قدیمی حریره
  • شهر حریره
  • رباط حدیره
  • عطا حریه
  • علی حریری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات