معانی کلمه : حرکت مخالف
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
{contrary motion} [موسیقی] حرکت هم زمان دو بخش (part ) در دو جهت مخالف
{opposed movement} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] هر حرکتی که رخداد آن مزاحم دیگر جریان های شدآمدی در تقاطع می شود
{opposed movement} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] هر حرکتی که رخداد آن مزاحم دیگر جریان های شدآمدی در تقاطع می شود
