معانی کلمه : حرقت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. حرارت، گرمی.
۲. سوزش.
۳. سوختگی.
۲. سوزش.
۳. سوختگی.
فرهنگ معین
(حُ قَ ) [ ع . حرقة ] (اِمص . ) ۱ - سوزش ، سوختگی . ۲ - حرارت ، گرمی .
فرهنگ فارسی
حرارت، گرمی، سو ش، سوختگی
مترادف و متضاد
۱. سوختگی، سوز، سوزش
۲. سوختن
۳. حرارت، دما، گرمی ≠ سرما
۴. شوروشوق، عشقوعلاقه
