Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حرقت

تلفظ بین المللی : /hˈarq1at/ تلفظ :‌ [h'aRq1at]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • حرقتان
  • رادار حرکت سطحی
  • ریل حرکت
  • اندازه حرکت
  • اندام حرکتی پنج انگشتی
  • سَبُک رَوی حرکتی
  • سامانۀ ایمنی منطقۀ حرکت فرودگاه
  • ظرفیت حرکت
  • علامت شروع حرکت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

حرقت . [ ح ُ ق َ ] (ع اِمص ) سوزش . سوختن : ایمن از شر نفس خود بودی در غم حرقت و عذاب جحیم . ناصرخسرو.دُرصفت از تف حرقت زرد شد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 295). حرقت حُرفت ادب در او رسید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 361).- امثال :حرفت آموزی از حرقت مفلسی نسوزی . (جامعالتمثیل ). رجوع به حرقة شود....

فرهنگ عمید

۱. حرارت، گرمی.
۲. سوزش.
۳. سوختگی.

فرهنگ معین

(حُ قَ ) [ ع . حرقة ] (اِمص . ) ۱ - سوزش ، سوختگی . ۲ - حرارت ، گرمی .

فرهنگ فارسی

حرارت، گرمی، سو ش، سوختگی

مترادف و متضاد

۱. سوختگی، سوز، سوزش
۲. سوختن
۳. حرارت، دما، گرمی ≠ سرما
۴. شوروشوق، عشقوعلاقه


کلمات مرتبط

  • حرقتان
  • رادار حرکت سطحی
  • ریل حرکت
  • اندازه حرکت
  • اندام حرکتی پنج انگشتی
  • سَبُک رَوی حرکتی
  • سامانۀ ایمنی منطقۀ حرکت فرودگاه
  • ظرفیت حرکت
  • علامت شروع حرکت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات