معانی کلمه : حرف به حرف
لغت نامه دهخدا
حرف به حرف. [ ح َ ب ِ ح َ ] ( ق مرکب ) طابق النعل بالنعل. حذو نعل بنعل. حرفاً بحرف.
- حرف به حرف خواندن ؛ بدقت و بتمام خواندن :
زن زنی بود کاردان و شگرف
آن ورق بازخواند حرف به حرف.
- حرف به حرف خواندن ؛ بدقت و بتمام خواندن :
زن زنی بود کاردان و شگرف
آن ورق بازخواند حرف به حرف.
مترادف و متضاد
نکتهبهنکته، دقیق
کلمه بهکلمه، جزء به جزء
