Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ حرجله

تلفظ بین المللی : /hardʒˈaleː/ تلفظ :‌ [haRdZ'ale:]
لغت نامه دهخدا
  • حجلهنشین
  • حجله بستن
  • حجله
  • حرمله
  • آرس حجله
  • ارس حجله
  • حجله خانه
  • اش حجله
  • گربه را باید دم حجله کشت
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

حرجلة. [ ح ُ ج ُل ْ ل َ ] (اِخ ) نام قریه ای به دمشق . (معجم البلدان ).

حرجلة. [ ح َ ج َ ل َ ] (ع اِ) گروهی از اسپان . (منتهی الارب ). رجوع به حَرجَل شود.

حرجلة. [ ح َ ج َ ل َ ] (ع مص ) دراز شدن . || تمام کردن صف را در نماز و جز آن . || چپ و راست دویدن با نشاط و خرمی . (منتهی الارب )....

کلمات مرتبط

  • حجلهنشین
  • حجله بستن
  • حجله
  • حرمله
  • آرس حجله
  • ارس حجله
  • حجله خانه
  • اش حجله
  • گربه را باید دم حجله کشت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات