کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حراثت | کلماتور
معانی کلمه : حراثت
تلفظ بین المللی :
/harˈɑsat/
تلفظ :
[haR'Asat]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
زباله سوز حرارتی
عملیات حرارتی
با حرارت
با حرارت علیه کسی صحبت کردن
افت حرارت
ایجاد جریان برق در اثر حرارت
ارزش حرارتی
بسیار با حرارت
بی حرارت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
حراثت. [ ح ِ ث َ ] ( ع مص ) زراعت. کشت. فلاحت. کشت کردن. ( تاج المصادر بیهقی ).کشتکاری کردن. کشاورزی نمودن. ( غیاث ). کشت و کار.
فرهنگ عمید
کِشت، زراعت.
فرهنگ معین
(حِ ثَ ) [ ع . حرائة ] (مص ل . ) کشاورزی کردن ، شخم زدن .
مترادف و متضاد
۱. برزگری، کشاورزی، فلاحت، کشتکاری، کشتگری
۲. کاشتن، کشت کردن، کشتن
کلمات مرتبط
زباله سوز حرارتی
عملیات حرارتی
با حرارت
با حرارت علیه کسی صحبت کردن
افت حرارت
ایجاد جریان برق در اثر حرارت
ارزش حرارتی
بسیار با حرارت
بی حرارت
نظرات