Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ حرآباد

تلفظ بین المللی : /horrˈɑbɑd/ تلفظ :‌ [hoRR'AbAd]
لغت نامه دهخدا
  • حراباد
  • حراباد سفلی
  • حراباد علیا
  • حشرآباد
  • حشراباد
  • شهرک حداباد
  • قنات حشراباد سبزوار
  • حرامزاده خواندن
  • حرامزاده کردن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

حرآباد. [ ح ُرر ] (اِخ ) دهی جزء دهستان فراهان پائین بخش فرمهین شهرستان اراک در پانزده هزارگزی جنوب فرمهین و چهارهزارگزی راه مالرو عمومی . دامنه و سردسیر است و 550 تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آن غلات ، بنشن ، ارزن و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی قالیچه ، گلیم و جاجیم بافی است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2)....

کلمات مرتبط

  • حراباد
  • حراباد سفلی
  • حراباد علیا
  • حشرآباد
  • حشراباد
  • شهرک حداباد
  • قنات حشراباد سبزوار
  • حرامزاده خواندن
  • حرامزاده کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات