Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حذاق

تلفظ بین المللی : /hazˈɑq1/ تلفظ :‌ [haz'Aq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • حذاقت
  • حذاقه
  • حذاقی
  • ربیعهبن حذار
  • الحاق طلبی
  • عملگر الحاقی
  • قاسم حلاق
  • قاسمی حلاق
  • گنبد حراقه رنگ
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

حذاق . [ ح ُذْ ذا ] (ع ص ، اِ) ج ِ حاذق . زیرکان .

حذاق . [ ح ُ ] (اِخ ) قبیله ای است . (مهذب الاسماء).

حذاق . [ ح ِ / ح ُ ] (ع اِ) ج ِ حِذقة:ترکت الحبل حذاقاً؛ یعنی پاره پاره . (منتهی الارب ).

حذاق . [ ح َذْ ذا ] (ع ص ) سخت ماهر : ...

فرهنگ عمید

حاذق#NAME?

= حاذق

فرهنگ فارسی

جمع حاذق
( صفت اسم ) جمع حاذق
قبیلهای است

کلمات مرتبط

  • حذاقت
  • حذاقه
  • حذاقی
  • ربیعهبن حذار
  • الحاق طلبی
  • عملگر الحاقی
  • قاسم حلاق
  • قاسمی حلاق
  • گنبد حراقه رنگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات