معانی کلمه : حدوث
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
نو پیدا شدن، واقع شدن امر تازه، رخ دادن، پدید آمدن چیز تازه.
فرهنگ معین
(حُ ) [ ع . ] (مص ل . ) نو پیدا شدن ، تازه واقع شدن .
فرهنگ فارسی
نوپیداشدن، واقع شدن امرتازه، رخ دادن، ضدقدم
(مصدر ) ۱ - نو پیدا شدن روی دادن امری تازه رخ دادن . ۲ - بوجود آمدن چیزی که قبلا نبوده مقابل قدم . توضیح حدوث یعنی وجود بعد از عدم و حادث همانطور که در حدوث احتیاج بعلت دارد در بقائ هم احتیاج بعلت دارد زیرا علت احتیاج که امکان باشد بعد از وجود هم موجود است .
(مصدر ) ۱ - نو پیدا شدن روی دادن امری تازه رخ دادن . ۲ - بوجود آمدن چیزی که قبلا نبوده مقابل قدم . توضیح حدوث یعنی وجود بعد از عدم و حادث همانطور که در حدوث احتیاج بعلت دارد در بقائ هم احتیاج بعلت دارد زیرا علت احتیاج که امکان باشد بعد از وجود هم موجود است .
دانشنامه عمومی
حدوث به معنی ایجاد و خلق شده بودن (در مقابل قدیم و ازلی بودن) است و ممکن است به موارد زیر اشاره کند:
برهان حدوث: برهانی برای اثبات وجود خدا
خلق قرآن: بحثی در مورد حدوث قرآن
برهان حدوث: برهانی برای اثبات وجود خدا
خلق قرآن: بحثی در مورد حدوث قرآن
wiki: حدوث
مترادف و متضاد
پیدایش، نوپیدایی، نوظهوری ≠ قدم
۱. پیدایش، نوپیدایی، نوظهوری ≠ قدم
۲. وقوع
۳. اتفاق افتادن، روی دادن
۴. به وجود آمدن، حادث شدن، پدیدآمدن، ایجاد شدن
