Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ حدرد

تلفظ بین المللی : /hˈadard/ تلفظ :‌ [h'adaRd]
لغت نامه دهخدا
  • ذنب الحردون
  • زبل الحردون
  • زعفران الحدید
  • صندل حدیدی
  • علی حداد
  • فساله الحدید
  • کوره ٔ حدادی
  • با حدیده و قلاویز رزوه کردن
  • بشکل حدیده یا قلاویز دراوردن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

حدرد. [ ح َ رَ ] (ع ص ) کوتاه بالا. (منتهی الارب ).

حدرد. [ ح َ رَ ] ( ع ص ) کوتاه بالا. ( منتهی الارب ).

حدرد. [ ح َ رَ ] ( اِخ ) ابن ابی حدردبن عمیر اسلمی ، مکنی به ابوخراش مدنی. ( الاصابة قسم اول ج 1 ص 331 ) ( قاموس الاعلام ترکی ).
حدرد. [ ح َ رَ ] (اِخ ) ابن ابی حدردبن عمیر اسلمی ، مکنی به ابوخراش مدنی . (الاصابة قسم...

کلمات مرتبط

  • ذنب الحردون
  • زبل الحردون
  • زعفران الحدید
  • صندل حدیدی
  • علی حداد
  • فساله الحدید
  • کوره ٔ حدادی
  • با حدیده و قلاویز رزوه کردن
  • بشکل حدیده یا قلاویز دراوردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات