معانی کلمه : حجه الحق
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
۱- بکسی اطلاق میشده که از لحاظ علمی در زمره حکمای وقت محسوب میگردید. (( حجه اتلحق عالم مطلق وحیدالدین که هست ملجا جان من صدر من و استاد من . ) ) ( خاقانی ) ۲- ( اسم ) ابوعلی سینا یا حجه الحق علی الخلق . ( دلیل خدا برمخلوق ) انسان کامل .
لقب عام است
لقب عام است
