Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حجت اوردن

تلفظ بین المللی : /hˈodʒdʒat ovˈordan/ تلفظ :‌ [h'odZdZat ov'oRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • حجت آوردن
  • حاجت آوردن
  • حاجت اوردن
  • حجت
  • حجت اباد وزیر مجموعه بنا
  • حجت سید عبدالحسین
  • حجت کوه کمری سید محمد
  • حجت الاسلام
  • حجت القائم
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( حجت آوردن ) حجت آوردن. [ ح ُج ْ ج َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) دلیل آوردن. احتجاج. استدلال. ادلاء. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مهذب الاسماء ) ( ترجمان القرآن عادل بن علی ) تعاکظ. ( منتهی الارب ). تعذر؛ عذر و حجت آوردن. ( منتهی الارب ) : حجت آری که همی جاه و بزرگی طلبی هم برآن سان که همی خلق جهان میطلبند.ناصرخسرو.سر از فرمان ملک باززد و حجت آوردن گرفت. ( گلستان )....

فرهنگ فارسی

( حجت آوردن ) ( مصدر ) دلیل آوردن استدلال کردن .

کلمات مرتبط

  • حجت آوردن
  • حاجت آوردن
  • حاجت اوردن
  • حجت
  • حجت اباد وزیر مجموعه بنا
  • حجت سید عبدالحسین
  • حجت کوه کمری سید محمد
  • حجت الاسلام
  • حجت القائم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات