معانی کلمه : حجازی
لغت نامه دهخدا
حجازی . [ ح ِ ] (اِخ ) اسماعیل بن عبدالحق حجازی . یکی از ادباء و شعرای معروف قرن 11هجری است و در سال 1001 هَ . ق . درگذشته . (قاموس الاعلام ترکی ).
فرهنگ عمید
۱. از مردم حجاز.
۲. مربوط به حجاز.
۳. (اسم ) (موسیقی ) [قدیمی] = حجاز: نمی داند که آهنگ حجازی / فروماند ز بانگ طبل غازی (سعدی: ۱۷۹ ).
۲. مربوط به حجاز.
۳. (اسم ) (موسیقی ) [قدیمی] = حجاز: نمی داند که آهنگ حجازی / فروماند ز بانگ طبل غازی (سعدی: ۱۷۹ ).
فرهنگ فارسی
(صفت ) منسوب به حجاز. ۱ - ساخت. حجاز متعلق به حجاز . ۲ - از مردم حجاز اهل حجاز . ۳ - دوازدهمین دوز از ادوار ملایم موسیقی قدیم .
عبدالحق بن محمد الحجازی یکی از شعرای و ادبای قرن یازدهم
عبدالحق بن محمد الحجازی یکی از شعرای و ادبای قرن یازدهم
