Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حبیل

تلفظ بین المللی : /hˈabil/ تلفظ :‌ [h'abil]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ناحیه حبیل جبر
  • حبیله
  • ابو حبیلات
  • حبیلات شرقی قنا
  • حبیلات غربی قنا
  • عبدالمالک بن حبیلس
  • دیوار حایل
  • دیوار حایلِ وزنی
  • ام حبیبه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

حبیل . [ ح ُ ب َ ] (اِخ )(ابو...) جد محمدبن فضل . محدث است . (منتهی الارب ).

حبیل . [ ح َ ] (ع ص ) محبول . || دلاور. از آن رو که از جای نرود گوئی به رسن بسته شده است . || (اِ) حبیل براح ؛ شیر. (منتهی الارب ). و در «قطر المحیط»، شجاع .

حبیل. [ ح َ ] ( ع ص ) محبول. || دلاور. از آن رو که از جای نرود گوئی به رسن بسته ش...

فرهنگ فارسی

جد محمد بن فضل محدث است

کلمات مرتبط

  • ناحیه حبیل جبر
  • حبیله
  • ابو حبیلات
  • حبیلات شرقی قنا
  • حبیلات غربی قنا
  • عبدالمالک بن حبیلس
  • دیوار حایل
  • دیوار حایلِ وزنی
  • ام حبیبه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات