Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حبوه

تلفظ بین المللی : /hˈobuːh/ تلفظ :‌ [h'obu:h]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیدانشنامه اسلامی
  • حبوه بستن
  • الحبوه
  • الحبوه و احکامها
  • مساله فی الحبوه
  • صخره حیوه
  • عین حلوه
  • غدیر حبسه
  • فج حیوه
  • کزبره الحبشه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیدانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

حبوة. [ح ِب ْ وَ ] (ع مص ) عطا دادن . (تاج المصادر بیهقی ).

حبوة. [ ح َب ْ وَ ] (ع مص ) حباء. بخشیدن بی پاداش و منت ، یا عام است . || بازداشتن از عطیة، و لغت از اضداد است . (منتهی الارب ).

حبوة. [ ح َب ْ وَ/ ح ِب ْ وَ / ح ُب ْ وَ ] (ع مص ، اِمص ) دهش . بخشش . بخشیدن . عطاء. دادن . || نوعی از نشستن و آن جامه را در خ...

فرهنگ عمید

پوششی که بر تن می‌پیچند، از قبیل لُنگ، پارچه، یا عمامه.

اشیای شخصی پدر، مانند سلاح، لباس، انگشتر، و قرآن که پس از مرگ او خارج از حدود ارث به پسر ارشد می‌رسد.

اشیای شخصی پدر، مانند سلاح، لباس، انگشتر، و قرآن که پس از مرگ او خارج از حدود ارث به پسر ارشد می رسد.
پوششی که بر تن می پیچند، از قبیل لُنگ، پارچه، یا عمامه.

فرهنگ معین

(حَ وَ ) [ ع . حَبْوة ] ۱ - (مص م . ) بخشیدن ، عطا کردن . ۲ - (ص . ) لاغری زیاد. ۳ - بازداشتن .

دانشنامه آزاد فارسی

حَبَوَه(در لغت به معنی بخشش بدون عوض و منت) اصطلاحی در فقه. آن است که اشیایی مخصوص، به پسر بزرگ تر یا تنها فرزند پسر، بعد از مرگ پدر، داده شود. به متوفی مَحْبُوّمنه و به پسر، مَحْبُوّ گویند. مشهور از موارد حبوه چهار چیز است. اسلحه، مصحف (کتاب)، انگشتر و البسه و پارچه های شخصی. در استحباب یا وجوب حبوه بین فقیهان امامیه اختلاف است. اصل حبوه، فقط در فقه امامیه مطرح است. در این که حبوه، مجانی به پسر م...

فرهنگ فارسی

عطا دادن

دانشنامه عمومی

حبوه در لغت به معنای مالی است که بدون منّت و چشمداشتِ عوض بخشیده شود و در اصطلاح فقهی عبارت است از بخشی از ترکه مرد متوفی که پیش از تقسیم ارث میان وارثان، به بزرگ ترین پسرش می رسد. برخی فقها مفهوم حبوه را در منابع فقهی به همان معنای لغوی دانسته اند، زیرا حبوه در واقع نوعی بخشش شارع به پسر بزرگ متوفاست حبوه از مباحث ویژه فقه امامی است و در فقه اهل سنّت درباره آن بحث نشده است. حبوه در منابع فقهی در ...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] حُبْوه اموالی از ترکه پدر، ویژۀ پسر بزرگ تر است. ثبوت حبوه برای پسر بزرگ تر از اختصاصات مذهب شیعه است.حبوه در لغت به معنای مالی است که بدون منّت و چشمداشتِ عوض بخشیده شود. و در اصطلاح فقهی عبارت است از بخشی از ترکه مرد متوفی که پیش از تقسیم ارث میان وارثان، به بزرگ ترین پسرش می رسد. برخی فقها مفهوم حبوه را در منابع فقهی به همان معنای لغوی دانسته اند، زیرا حبوه در واقع نوعی بخشش شارع به ...

کلمات مرتبط

  • حبوه بستن
  • الحبوه
  • الحبوه و احکامها
  • مساله فی الحبوه
  • صخره حیوه
  • عین حلوه
  • غدیر حبسه
  • فج حیوه
  • کزبره الحبشه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات