کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : حانوتی
تلفظ بین المللی :
/hˈɑnuːtˌi/
تلفظ :
[h'Anu:t,i]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
حانوت
حانوی
الحانوته
راس الحانوت
الحاوی فی الطب
علی حناوی زاده
بدر بن حسنویه ابوالنجم
بنی حسنویه
چند حالتی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
حانوتی .
[ تی ی ] (ع ص نسبی ) منسوب به حانوت . کلبه دار. (مهذب الاسماء).
حانوتی. [ تی ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به حانوت. کلبه دار. ( مهذب الاسماء ).حانوتی. ( اِخ ) محمدبن عمر حانوتی ، ملقب به شمس الدین. فقیهی از حنفیان اهل قاهره ( 928-1010 هَ. ق. ). او راست : اجابةالسائلین در فقه. فتاوی حانوتی. ( الاعلام زرکلی ص 941 از فهرست کتابخانه خدیوی )....
کلمات مرتبط
حانوت
حانوی
الحانوته
راس الحانوت
الحاوی فی الطب
علی حناوی زاده
بدر بن حسنویه ابوالنجم
بنی حسنویه
چند حالتی
نظرات