کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حال-کسی-گرفته-شدن | کلماتور
معنی کلمه : حال کسی گرفته شدن
تلفظ بین المللی :
/hˈɑl kˈasi ɡerˈefteː ʃˈodan/
تلفظ :
[h'Al k'asi geR'efte: S'odan]
پیمایش سریع
اصطلاحات
کلمات مرتبط
حال کسی را گرفتن
حال کسی به هم خوردن
حال کسی جا یا سر جا یا سر جایش امدن
حال کسی خراب بودن
حال کسی را جا یا سرجا یا سرجایش اوردن
حال کسی را داشتن
حال کسی سر جا نبودن
حال یا حال وحوصله ی حال وهوای یا چیزی کسی یا کاری را داشتن
دل سنگ به حال کسی اب شدن
اصطلاحات
اصطلاحات
معنی اصطلاح -> حال کسی گرفته شدن
از شورو وق افتادن؛ آزرده / ناراحت شدن
مثال:
- خودش همیشه می گفت: "می دونم که قبول نمی شم" اما وقتی دید که همه ی دوستانش قبول شده اند، حسابی حالش گرفته شد.
- از بس پیرمرد قرولند کرد، حالم گرفته شد.
کلمات مرتبط
حال کسی را گرفتن
حال کسی به هم خوردن
حال کسی جا یا سر جا یا سر جایش امدن
حال کسی خراب بودن
حال کسی را جا یا سرجا یا سرجایش اوردن
حال کسی را داشتن
حال کسی سر جا نبودن
حال یا حال وحوصله ی حال وهوای یا چیزی کسی یا کاری را داشتن
دل سنگ به حال کسی اب شدن
نظرات