Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حالت

تلفظ بین المللی : /hˈɑlat/ تلفظ :‌ [h'Alat]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • حالت ابری
  • حالت ابکی
  • حالت اتش فشانی
  • حالت احساساتی
  • حالت ادم متجاوز
  • حالت ارتجاعی
  • حالت ارتجاعی فنر
  • حالت اساسی
  • حالت استفراغ
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

حالت . [ ل َ ] (اِخ ) موضعی است به دیار بلقین بن جَسر نزدیک حرّةالرجلاء بین مدینه و شام . (معجم البلدان ).

حالت. [ ل َ ] ( ع اِ )گشت ِ هر چیزی. حال. || کیفیت آدمی و آنچه آدمی بر آنست. طریقة. ( منتهی الارب ). وضع. شأن. ( المنجد ). حال : کلة. حیبة. حوبة. حسة. حاذة. ( منتهی الارب ). ج ، حال ، حالات : تبّة؛ حالت سخت. ( منتهی الارب ) : از آن شرح کردن نباید که ...

فرهنگ عمید

۱. وضع، حال، و کیفیتی که در کسی یا چیزی وجود دارد، کیفیت، چگونگی، طبع، طور.
۲. (تصوف ) وجد، طرب.
۳. (تصوف ) حال و کیفیتی که بی اختیار به سالک دست می دهد.

فرهنگ معین

(لَ ) [ ع . حالة ] (اِ. ) ۱ - چگونگی ، وضع . ۲ - خوشی ، سرمستی . ۳ - کیفیت نواختن قطعات موسیقی به شرط حفظ اصل آن . ۴ - در نمایش تجسم افکار و احساسات به وسیلة حرکات متناسب چهره و بدن . ۵ - در عرفان ، وجد، طرب .

فرهنگ فارسی

کیفیت، چگونگی، طبع، طور، حالات جمع
(اسم ) ۱ - کیفیت چگونگی وضع حال . ۲ - خوشی سرمستی . ۳ - کیفیت نواختن قطعات موسیقی بشرط حفظ اصل آن . ۴ - مرگ فوت . ۵ - تجسم افکار و احساسات بوسیل. حرکات متناسب چهره و بدن . جمع : حالات .
موضعی است بدیار بلقتین

دانشنامه عمومی

ایستار.

حالت ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:حالت کوانتومیحالت برانگیختهحالت پایهحالت ترمودینامیکیwiki: علوم رایانه و فناوری اطلاعات، به برنامه ای که اتفاقات پیشین و تعامل های کاربر را به خاطر بسپارد، حالتمند (به انگلیسی: stateful) گفته می شود؛ این اطلاعات به خاطرسپرده شده حالت یا وضعیت (به انگلیسی: state) نامیده می شوند.دادهبه مجموعه حالت هایی که یک سیستم می تواند در آن ها قرا...

مترادف و متضاد

نهج

چین، شکن

جنبه، بعد

وجد، خلسه

طبیعت، هیئت

حال، کیفیت، مورد، وضعیت، چگونگی، وضع

۱. حال، کیفیت، مورد، وضعیت، چگونگی، وضع
۲. جنبه، بعد
۳. طبیعت، هیئت
۴. نهج
۵. وجد، خلسه
۶. چین، شکن

speed (اسم)شتاب، سرعت، تندی، وضع، حالت، کامیابی، میزان شتاب، درجه تندیcase (اسم)حادثه، اتفاق، جا، حالت، صندوق، جلد، جعبه، محفظه، قالب، مورد، پروند...

فرهنگ فارسی ساره

سان، کنونه، فتن

فرهنگستان زبان و ادب

{attitude} [پزشکی] رابطۀ بخش های مختلف بدن جنین با یکدیگر{case} [زبان شناسی] نقش دستوری گروه های اسمی در ارتباط با دیگر عناصر جمله متـ . حالت دستوری{case} [زبان شناسی] نقش معنایی گروه های اسمی در ارتباط با دیگر عناصر جمله متـ . حالت معنایی{position} [موسیقی] چیدمان اصوات آکورد که نوع آن براساس صدایی که در بم ترین بخش قرار می گیرد، تعیین می شود{posture} [زیست شناسی- علوم گیاهی] نحوۀ قرارگیری بخشی ا...

کلمات مرتبط

  • حالت ابری
  • حالت ابکی
  • حالت اتش فشانی
  • حالت احساساتی
  • حالت ادم متجاوز
  • حالت ارتجاعی
  • حالت ارتجاعی فنر
  • حالت اساسی
  • حالت استفراغ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات