Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حالب

تلفظ بین المللی : /hˈɑleb/ تلفظ :‌ [h'Aleb]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • دوپلیکاسیون حالب
  • حالبی
  • حالبین
  • حالبان
  • حالبه
  • رآکتور حالت پایا
  • رانندگی در حال مستی
  • رانندگی در حال نشئگی
  • رسانش حالت پایا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

حالب. [ ل ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از حلب. دوشنده شیر. دوشنده. دوختار : تو هنوز از خارج آن را طالبی مجلبی از دیگران چون حالبی.مولوی.|| ( اِ ) کِش. کشال. || رگ بن ران که از راه آن بول از گرده بسوی مثانه آید و آن دو باشد. و از آن دو باکلمه حالبَین ، تثنیه حالب عبارت کنند. و میرزا علی در تشریح گوید: مجرائیست که بول را از حوضچه ای به مثانه می برد برای هر کلیه ای یک و بندرت دواَند. حجم آن بسیار تغییرپذیر ...

فرهنگ عمید

۱. (زیست شناسی ) میزنای
۲. (صفت ) [قدیمی] دوشنده، دوشندۀ شیر.

فرهنگ فارسی

( اسم ) میزه نای
دوشنده شیر

مترادف و متضاد

ureter (اسم)
حالب

کلمات مرتبط

  • دوپلیکاسیون حالب
  • حالبی
  • حالبین
  • حالبان
  • حالبه
  • رآکتور حالت پایا
  • رانندگی در حال مستی
  • رانندگی در حال نشئگی
  • رسانش حالت پایا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات