Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حاضنه

تلفظ بین المللی : /hˈɑzenˌeː/ تلفظ :‌ [h'Azen,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • حاضره
  • حاصنه
  • حاضن
  • حاقنه
  • حانه
  • حاینه
  • حضنه
  • غذا حاضره
  • کوخرد حاضره اسلامیه علی ضفاف نهر مهران
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( حاضنة ) حاضنة. [ ض ِ ن َ ] ( ع ص ، اِ ) نعت فاعلی. دایه و آنکه بجای وی باشد در تعهد بچه. ( منتهی الارب ).دایگان. ( دستوراللغه ). پیشکاره. زن پیشکار. پیشکار : سلامة حاضنه ابراهیم بن رسول اﷲ ( ص ) بود. || مرغ که بر خایه نشسته بود. ( مهذب الاسماء ). || خرمابن که خوشه های خرد دارد، او النخلة التی خرجت کبائسها و قصرت عراجینها. ج ، حواضن.
حاضنة. [ ض ِ ن َ ] (ع ص ، ا...

فرهنگ عمید

زنی که نگه داری و پرورش کودک را به عهده دارد، پرستار، دایه.

فرهنگ معین

(ضَ نِ ) [ ع . حاضنة ] (ص فا. ) دایه ، پرستار کودک .

فرهنگ فارسی

پرستار، دایه، زنی که کارش نگهداری ازکودکان است
دایگان زن پیشکار

کلمات مرتبط

  • حاضره
  • حاصنه
  • حاضن
  • حاقنه
  • حانه
  • حاینه
  • حضنه
  • غذا حاضره
  • کوخرد حاضره اسلامیه علی ضفاف نهر مهران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات