Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حادثه

تلفظ بین المللی : /hˈɑdesˌeː/ تلفظ :‌ [h'Ades,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • حادثه ای
  • حادثه بد
  • حادثه تاریخی
  • حادثه جویی
  • حادثه ضمنی
  • حادثه عشقی
  • حادثه معترضه
  • حادثه ناگوار
  • حادثه یا امر غیر محتمل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

( حادثة ) حادثة. [ دِ ث َ ] ( ع اِ ) چیزی نو که نبود سابق.سختی نو که پدید آید. ( دستوراللغة ). کارنو. احدوثة.سختی روزگار. ( مهذب الاسماء ). نادبة. عادیة. خَطب. مُلِمّة. ( ربنجنی ). نازِلَة. قضیة. واقِعة. وقعة. پیش آمد. اِتِفاق. رویداد. نائبة. طارقة.عارضة. صافقه.صفیقه. ( منتهی الارب ) : امیر نامه ها فرمود به غزنی و جمله مملکت ، براین حادثه بزرگ و صعب که افتاد و سلامت که بدان مقرون شد. ( تاریخ بیهقی...

فرهنگ عمید

۱. = حادث
۲. پیشامد تازه، واقعه، رویداد.
۳. آسیب و بلا.

فرهنگ معین

(دِ ثِ ) [ ع . حادثة ] (اِفا. ) ۱ - آن چه نو پدید آمده . ۲ - رویداد، اتفاق . ج . حادثات ، حوادث .

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:واقعه
wikijoo: حادثه

فرهنگ فارسی

پیشامدی غیر از سانحه که مرتبط با عملکرد هواگَرد است و ممکن است بر ایمنی عملیات تأثیر بگذارد

نورسیده، پیش آمدتازه، نو، واقعه، آسیب وبلا
( اسم ) ۱ - مونث حادث آنچه نو پدید آمده نو رسیده . ۲ - واقعه اتفاق پیش آمد تازه . جمع : حادثات حوادث .

دانشنامه عمومی

یک حادثه، سانحه یا تصادف، یک رویداد خارجی مشخص، قابل شناسایی، ناگاه و غیرقابل پیش بینی، غیرعادی و بدون قصد است که در یک زمان و مکان ویژه رخ می دهد، و بدون دلیل آشکار است، اگرچه اثری مشخص دارد. یک حادثه معمولاً احتمال نتیجهٔ منفی و ناگواری دارد که با آگاهی از دلایل رویدادی که حادثه را می آفریند و انجام کار مناسب پیش از رویداد، می توان از آن جلوگیری و پیشگیری نمود.حادثه آتش سوزیحادثه رانندگیحادثه طب...

مترادف و متضاد

آسیب، بلا

مصیبت، واقعه

اتفاق، پیشامد، تصادف، رخداد، رویداد، سانحه، عارضه، قضیه، ماجرا

۱. اتفاق، پیشامد، تصادف، رخداد، رویداد، سانحه، عارضه، قضیه، ماجرا
۲. مصیبت، واقعه
۳. آسیب، بلا

accidence (اسم)تصادف، حادثه، پیش امد، اصول صرف و نحوaccident (اسم)تصادف، حادثه، پیش امد، سانحه، اتفاق، واقعه ناگوار، پا، تصادف اتومبیل، مصیبت ناگهانی، صفت، صرف، عارضه، شیی ءincident (...

فرهنگ فارسی ساره

پیشامد، پیش آمد، رخداد، رویداد، پدیده

واژه نامه بختیاریکا

تنگ و تفاق؛ هَو و قَو؛ دَنگ؛ تفاق

فرهنگستان زبان و ادب

{incident} [حمل ونقل هوایی] پیشامدی غیر از سانحه که مرتبط با عملکرد هواگَرد است و ممکن است بر ایمنی عملیات تأثیر بگذارد

کلمات مرتبط

  • حادثه ای
  • حادثه بد
  • حادثه تاریخی
  • حادثه جویی
  • حادثه ضمنی
  • حادثه عشقی
  • حادثه معترضه
  • حادثه ناگوار
  • حادثه یا امر غیر محتمل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات