Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جیب

تلفظ بین المللی : /dʒˈib/ تلفظ :‌ [dZ'ib]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • جیب بری
  • جیب بری کردن
  • جیب تمام
  • جیب جلیقه
  • جیب جلیقه مخصوص ساعت و غیره
  • جیب دار
  • جیب و ظل
  • جیب کسی را کاملا خالی کردن
  • جیب برکشیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

جیب . [ ج َ ] (ع مص ) گریبان کردن پیراهن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || بریدن . قطع کردن . (اقرب الموارد): جاب البلاد؛ قطعها.

جیب. [ ج َ ] ( ع اِ ) گریبان. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ترجمان علامه جرجانی ترتیب عادل بن علی ). ج ، جیوب. ( منتهی الارب ): و أدخل یدک فی جیبک تخرج بیضاء. ( قرآن 13/27 ).- سر به جیب تفکر فروبردن ؛ در اندیشه متفرق شدن....

فرهنگ عمید

کیسه‌مانندی که به لباس می‌دوزند.

۱. گریبان؛ یقه.
۲. (ریاضی) =سینوس

۱. گریبان، یقه.
۲. (ریاضی ) =سینوس
کیسه مانندی که به لباس می دوزند.

فرهنگ معین

(جَ یا جِ) [ ع . ] (اِ.) 1 - گریبان ، یخه . ج . جیوب . 2 - سینه ، دل .

(اِ.) کیسه مانندی که به لباس می دوزند تا در آن پول یا کیف پول و امثال آن را قرار دهند. ؛ ~ خود را پر کردن (کن .) مال اندوختن (از راه نامشروع ). ؛ ~ کسی را زدن پول کسی را دزدیدن . ؛ توی ~ خود گذاشتن (کسی را). (کن .) بسیار قوی تر یا زرنگ تر بودن (از کسی ). ؛ ~ خالی ، پز عالی (کن .) در حال تنگدستی ظاهری آراسته داشتن...

فرهنگ فارسی

یخه پیراهن، سینه، قلب، کیسهای که به لباس بدوزند
( اسم ) کیسه مانندی که بجامه دوزند و در آن چیز نهند.
نوعی اتومبیل

دانشنامه عمومی

جیب کیسه مانندی است که به لباس می دوزند تا در آن پول یا کیف پول و امثال آن را قرار دهند.پوشاکwiki: بادبان مثلثی شکلی است که در جلوترین بخش قایق یا کشتی برافراشته می شود. در باد کم تر و در قایق های کوچک نوعی جیب بزرگ تر به کار می رود که ۱۲۰% تا ۱۵۰% بزرگ تر از جیب است و «جنوا» نامیده می شود.نوربخش، حسین، بندر کنگ، ناشر مولف، تهران ۱۳۵۹حورانی، جرج، دریانوردی عرب در دریای هند، ترجمه محمد مقدم، تهران ...

گویش اصفهانی

تکیه ای: ǰif
طاری: ǰip
طامه ای: ǰip
طرقی: ǰip
کشه ای: ǰip
نطنزی: ǰip

مترادف و متضاد

دل، سینه

خریطه، کیسه

گریبان، یخه، یقه

۱. گریبان، یخه، یقه
۲. دل، سینه
۳. خریطه، کیسه

collar (اسم)گردن بند، طوق، یقه، گریبان، یخه، جیبpocket (اسم)جیب، پاکت، کیسه هوایی، تشکیل کیسه در بدنsinus (اسم)کیسه، حفره، گودال، جیب، ناسور، معصره، درون حفره های پیشانی و گونه ها...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] جیب به فتح جیم در دو معنا استعمال شده که از معنای نخست در باب حدود استفاده شده است.جیب به معنای نخست، کسیه مانندی است که معمولا به لایه درونی لباس، دوخته و بعضی اشیای شخصی در آن نگهداری می شود و در فارسی به کسر جیم تلفظ می گردد.جیب به معنای دوم، در گریبان استفاده شده است.احکام جیبسرقت از جیب لباس زیرین و یا به تصریح برخی، از جیب اندرونی لباس رویین، یا از جیبی که با مثل دکمه و زیپ بسته ش...

کلمات مرتبط

  • جیب بری
  • جیب بری کردن
  • جیب تمام
  • جیب جلیقه
  • جیب جلیقه مخصوص ساعت و غیره
  • جیب دار
  • جیب و ظل
  • جیب کسی را کاملا خالی کردن
  • جیب برکشیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات