کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : جو باری
تلفظ بین المللی :
/dʒˈav bˈɑri/
تلفظ :
[dZ'av b'ARi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
بادی جو هوکر
بادی که کشتزار جو را تکان می دهد
جوباریا
قنات جوباریک قائنات
ابوالوفاء عبدالکریم بن علی جوباری اصفهانی
ابومسعود عبدالجلیل بن محمد جوباری اصفهانی
فرسایش جویباری
جباری حسین
جباری علی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جو باری. ( ص نسبی ) نسبت است به جوبار. ( انساب سمعانی ). رجوع به جوبار شود.
کلمات مرتبط
بادی جو هوکر
بادی که کشتزار جو را تکان می دهد
جوباریا
قنات جوباریک قائنات
ابوالوفاء عبدالکریم بن علی جوباری اصفهانی
ابومسعود عبدالجلیل بن محمد جوباری اصفهانی
فرسایش جویباری
جباری حسین
جباری علی
نظرات