جویه . [ ج ُ وَ ] (ع اِ مصغر) مصغر جاه . (منتهی الارب ). رجوع به جاه شود.
جویة. [ ج َ وی ی َ ] (ع ص ) مؤنث جَوی ّ. دلتنگ و اندوهگین که بیان حال خود نتواند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به جَوی ّ شود. || ناموافق ، گویند: ارض جویّة؛ زمین ناموافق ، و گاهی یاء مخفف گردد. (منتهی الارب ).