کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : جووان
تلفظ بین المللی :
/dʒˈuvɑn/
تلفظ :
[dZ'uvAn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
امیچی جووانی
ایوریسپا جووانی
بالیونه جووانی
بلتسونی جووانی باتیستا
بوکاتچو جووانی
پاسکولی جووانی
پالسترینا جووانی
پانینی جووانی پایولو
پاپینی جووانی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
جووان. ( ص ، اِ ) بلغت زند و پازند بمعنی جوان است که نقیض پیر باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). رجوع به جوان شود.
فرهنگ فارسی
بلغت زند و پازند بمعنی جوان است که نقیض پیر باشد .
کلمات مرتبط
امیچی جووانی
ایوریسپا جووانی
بالیونه جووانی
بلتسونی جووانی باتیستا
بوکاتچو جووانی
پاسکولی جووانی
پالسترینا جووانی
پانینی جووانی پایولو
پاپینی جووانی
نظرات