Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جوش

تلفظ بین المللی : /dʒˈuːʃ/ تلفظ :‌ [dZ'u:S]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیگویش دزفولیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • جوش اتشفشانی
  • جوش اکسیژن لاستیک و فلزات
  • جوش برقی
  • جوش برقی زدن
  • جوش دار
  • جوش دراوردن
  • جوش زدن و خودخوری کردن
  • جوش زننده
  • جوش سرسیاه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیگویش دزفولیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

جوش . (ع اِ) سینه ٔ مردم . (منتهی الارب ). رجوع به جَوش شود.

جوش . (اِخ ) دهی است به طوس . (منتهی الارب ). قصبه ایست نزدیک طوس . (معجم البلدان ) (مرآت البلدان ج 4 ص 287).

جوش . [ ج ُ وَ ] (اِخ ) دهی است به اسفراین . (منتهی الارب ). ...

فرهنگ عمید

۱. (پزشکی ) ضایعۀ پوستی به شکل دانه های ریز که از التهاب غده های چربی پوست ناشی می شود.۲. (اسم مصدر ) به هم برآمدگی، اتصال، پیوند.۳. (صفت ) در حال جوشیدن: آب جوش.۴. (اسم مصدر ) [مجاز] هیجان، گرمی، جوشش.۵. (بن مضارعِ جوشیدن ) = جوشیدن۶. جوشنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): خودجوش، زودجوش.۷. به جوش آورنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): قهوه جوش.۸. [قدیمی، مجاز] شورش، هنگامه، سروصدا.* جوش خوردن: (مصدر لازم )۱...

فرهنگ معین

(اِ.) نک گوش .

1 - (اِمص .) جوشش ، غلیان . 2 - آشفتگی . 3 - هیجان ، اضطراب . 4 - (اِ.) دانه ای ریز که بر پوست بدن ظاهر می شود. 5 - شورش دل .

۱ - (اِمص . ) جوشش ، غلیان . ۲ - آشفتگی . ۳ - هیجان ، اضطراب . ۴ - (اِ. ) دانه ای ریز که بر پوست بدن ظاهر می شود. ۵ - شورش دل .
(اِ. ) نک گوش .

فرهنگ فارسی

جوشش، جوشیدن آب یامایع دیگر، گرمی، شورش، هنگامه، دانه های ریزکه روی پوست بدن بوجودمی آید
۱-( اسم ) فرشته ایست . ۲- روز چهاردهم از هر ماه شمسی .
دهی است باسفراین قصبه ایست در اسفراین .

گویش مازنی

فوران

۱دانه هایی که روی پوست ظاهر شود – جوش صورت و بدن ۲جوشیدن ...

/joosh/ دانه هایی که روی پوست ظاهر شود – جوش صورت و بدن - جوشیدن مایعات براثر حرارت ۳نوعی مرثیه خوانی همراه با سینه زدن &

گویش دزفولی

شور

گویش اصفهانی

تکیه ای: yuš
طاری: yuš
طامه ای: vuš
طرقی: yoš
کشه ای: yoš
نطنزی: yuš

مترادف و متضاد

گره

داغ

شور

دانه

فوران

جوشش، غلیان

اضطراب، شور

اتصال، پیوند، لحیم

اوج، بحبوحه، هنگامه

آشفتگی، حرص، خودخوری، عصبانیت

۱. اتصال، پیوند، لحیم
۲. داغ
۳. جوشش، غلیان
۴. اوج، بحبوحه، هنگامه
۵. دانه
۶. اضطراب، شور
۷. گره
۸. آشفتگی، حرص، خودخوری، عصبانیت فوران شور

boil (اسم)دمل، تحریک، هیجان، کورک، ج...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] جوش برآمده گیها و التهابات روی پوست می باشد. از آن به مناسبت در باب طهارت نام برده اند.ضایعه پوستی ناشی از التهاب غدّه های چربی پوست است.احکام جوشاجزای جدا شده از بدن انسان نجس است. اجزای کوچک، مانند جوشهای بدن و پوست لب که از بدن کنده می شوند، از این حکم مستثنایند. wikifeqh: جوش...

واژه نامه بختیاریکا

( جُوَش ) جانبخش
( جوش ( های بزرگ بر روی بدن ) ) تِرِّ گا
گرمی

فرهنگستان زبان و ادب

{rash} [پزشکی] بثورات موقتی بر روی پوست که معمولاً با سرخی یا خارش همراه باشد متـ . دانه 3

کلمات مرتبط

  • جوش اتشفشانی
  • جوش اکسیژن لاستیک و فلزات
  • جوش برقی
  • جوش برقی زدن
  • جوش دار
  • جوش دراوردن
  • جوش زدن و خودخوری کردن
  • جوش زننده
  • جوش سرسیاه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات