معانی کلمه : جوخه
لغت نامه دهخدا
جوخة. [ خ َ ] (ع اِ) گو و مغاک . (منتهی الارب ). حفره و گودی . (از اقرب الموارد).
( جوخة ) جوخة. [ خ َ ] ( ع اِ ) گو و مغاک. ( منتهی الارب ). حفره و گودی. ( از اقرب الموارد ).
جوخه. [ خ َ / خ ِ ] ( اِ ) فوج. گروه مردم. || کوچکترین واحد نظامی که تعداد افراد آن بالغ بر 6 تن است. ( از فرهنگ فارسی معین ).
جوخه. [ خ َ / خ ِ ] ( اِ ) فوج. گروه مردم. || کوچکترین واحد نظامی که تعداد افراد آن بالغ بر 6 تن است. ( از فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ عمید
۱. (نظامی ) کوچک ترین واحد نظامی، شامل چهار نفر.
۲. دسته، گروه.
۲. دسته، گروه.
فرهنگ معین
(جُ خِ ) [ تر. ] (اِ. ) ۱ - فوج ، گروه . ۲ - کوچکترین واحد نظامی که تعداد افراد آن بیش از هشت نفر است .
فرهنگ فارسی
یگانی راهکنشی و کوچک که در ساختار سلسلهمراتبی کوچکتر از رسد و بزرگتر از تیم است و معمولاً از نُه نفر تشکیل میشود متـ . گروه 6
دسته، گروه، دسته ای ازمردم، دستهای ازحیوانات
( اسم ) ۱- فوج گروه مردم . ۲- کوچکترین واحد نظامی که تعداد افراد آن بالغ بر ۸ تن است .
گو و مغاک حفر و گودی
( اسم ) ۱- فوج گروه مردم . ۲- کوچکترین واحد نظامی که تعداد افراد آن بالغ بر ۸ تن است .
گو و مغاک حفر و گودی
دانشنامه عمومی
نقل قول
جوخه (فیلم). جوخه (به انگلیسی: Platoon) یک فیلم آمریکایی ضدجنگ دربارهٔ جنگ ویتنام به کارگردانی الیور استون، با بازی تام برنگر، ویلم دفو، و چارلی شین است که در سال ۱۹۸۶ پخش شد.
•
•
wikiquote: جوخه_(فیلم)
مترادف و متضاد
دسته، فوج، گروه
squad (اسم)
گروه، دسته، جوخه
واژه نامه بختیاریکا
چوپِه
فرهنگستان زبان و ادب
{squad} [علوم نظامی] یگانی راهکنشی و کوچک که در ساختار سلسله مراتبی کوچک تر از رسد و بزرگ تر از تیم است و معمولاً از نُه نفر تشکیل می شود
متـ . گروه 6
