جوانی . [ ج َ ] (ع اِ) جوانب . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به جَوان شود.
جوانی . [ ج ِ ] (اِ) تخمی باشد که بر روی خمیر نان پاشند و آنرا نانخواه و زنیان هم گویند. (برهان ) (آنندراج ).
نانخواه۲#NAME?
۱. [مقابلِ پیری] جوان بودن.
۲. (اسم) (جامعهشناسی) فاصلۀ سنی از ۱۸ تا ۲۵ سالگی.
۳. [مجاز] کمتجربگی.
برنایی، شباب ≠ پیری، کهولت