معنی کلمه : جوانک خود نما و نادان
مترادف و متضاد
puppy (اسم)
توله سگ، جوانک خود نما و نادان
کلمات مرتبط
- جوان ژیگولو و خودنما
- تاریخ نبرد فریدریش دوم با جان ابلین مخدوم خود
- در خور جوانی
- جان خون شدن
- جان خون گشتن
- جانی خوب است
- جانی خوش قیافه
- کودکی در بر، قبائی سرخ داشتروزگاری زان خوشی خوش میگذاشتهمچو جان نیکو نگه میداشتشبهتر از لوزینه می پنداشتشهم ضیاع و هم عقارش می شمردهر زمان گرد و غبارش می سترد
- یک روز خوب برای جان سخت
