جهان آفرین . [ ج َ ف َ ] (نف مرکب ) جهان آفریننده . آفریننده و خالق دنیا. خدا : جهان آفرین را ستایش گرفت نیایش ورا در فزایش گرفت . فردوسی .آخر دیری نماند استم استمگران زآنکه جهان آفرین دوست ندارد ستم . منوچهری .جهان آفرینت گشایش دهادکه گر وی ببندد که داند گشاد؟ سعدی .جهان آفرینت نگهدار باد. سعدی .جهان آفرین بر تو رحمت کناد.سعدی ....
فرهنگ عمید
آفرینندۀ جهان؛ پروردگار؛ خدای بزرگ.
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: jahān āfarin) آن که عالم را خلق کرده است ؛ خدا .