Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جهاندیده

تلفظ بین المللی : /dʒahˈɑndidˌeː/ تلفظ :‌ [dZah'Andid,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • غلام محمد جهاندیده
  • جهان دیده
  • افشین جهان دیده
  • جهادیه
  • جهانیدن
  • جهانشید
  • جرانیده
  • جفادیده
  • جهاننده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

جهاندیده. [ ج َ دی دَ / دِ ] ( ص مرکب ) آنکه بسیار در اقطار عالم سفر کرده. سیاحت کننده و جهانگرد. مسافر. ( برهان ). سیاح. ( انجمن آرای ناصری ). || مجرب.آزموده. کارکشته. تجربه کار. ( آنندراج ) :
درست است گفتار فرزانگان
جهاندیده و پاک دانندگان.
فردوسی.
گر از بنده لغوی شنیدی مرنج
جهاندیده بسیار گوید دروغ.
سعدی.

فرهنگ عمید

کسی که به دلیل عمر طولانی یا سفر بسیار و دیدن شهرهای زیاد تجربه اندوخته است، جهان دیده.

فرهنگ معین

(جَ دِ ) (ص مر. ) ۱ - جهانگرد. ۲ - باتجربه .

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه دراقطار عالم بسیار سفر کرده سیاح جهانگرد. جمع : جهاندیدگان .

مترادف و متضاد

worldly-wise (صفت)
جهان دیده، محیل و زرنگ، عاقل در امور مادی

کلمات مرتبط

  • غلام محمد جهاندیده
  • جهان دیده
  • افشین جهان دیده
  • جهادیه
  • جهانیدن
  • جهانشید
  • جرانیده
  • جفادیده
  • جهاننده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات