جندرة. [ ] (اِخ ) ابن خیشنه . ابوقرصافة صحابی است . (از یادداشت مؤلف ).
جندرة. [ ج َ دَ رَ ] (ع مص ) روشن کردن نوشته ٔ محوشده را. || تازه کردن نگار جامه را بعد از آن که محو شده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
[جَندَرَه] علف همراه با گِل که برای بستن راه آب استفاده می شود.