Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جنبش

تلفظ بین المللی : /dʒˈonbeʃ/ تلفظ :‌ [dZ'onbeS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • جنبش ترازویی و حرکت موازنه ای
  • جنبش تند و ناگهانی
  • جنبش ناپذیر
  • جنبش ناگهانی
  • جنبش نمایان ماه
  • جنبش کرم وار
  • جنبش ازادی بخش مردم ایران
  • جنبش امل
  • جنبش انقلابی مردم مسلمان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

جنبش. [ جُم ْب ِ ] ( اِمص ) ( از: جُنب + َ-ِش ، پسوند اسم مصدر ) از جنبیدن. حرکت. مقابل آرام ، سکون : باز هوا برتر از این دو گوهر ایستاده است که جوهری است نرم وشکل پذیر بهمه شکلی که اندر او آید... تا هرچه بجنبداندر این جوهر نرم از نباتی و حیوان از جنبش بازنماند. ( زادالمسافرین ص 120 از حاشیه برهان چ معین ).جنبش اول که قلم سر گرفت حرف نخستین ز سخن درگرفت.نظامی.نخستین یکی جنبشی بود فردبجنبید چندانکه...

فرهنگ عمید

۱. تکان، حرکت.
۲. [مجاز] تغییر.
۳. نهضت.
۴. (اسم ) (سیاسی ) گروهی که برای دستیابی به اهداف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، و امثال آن فعالیت می کند: جنبش آزادی بخش فلسطین.
* جنبش آبا: حرکت و سیر کوکب های سیار، مانند زحل، مشتری، مریخ، زهره، و عطارد.
* جنبش اول:
۱. [مجاز] حرکت قلم قضاوقدر در لوح.
۲. نخستین حرکت سیارات
۱. تکان؛ حرکت.۲. [مجاز] تغییر.۳. نهضت.۴....

فرهنگ معین

(جُ بِ ) [ په . ] (اِمص . ) ۱ - حرکت ، تکان . ۲ - لرزش .

دانشنامه آزاد فارسی

جنبش (kinesis)
در زیست شناسی، حرکتی بدون جهت در پاسخ به تحریک. مثلاً خرخاکی ها در محیط های خشک تر سریع تر می جنبند. گرایش۱ الگوی مشابهی از رفتار، ولی پاسخ آن جهت دار است.
taxis
wikijoo: جنبش

فرهنگ فارسی

تکان، حرکت، کنایه ازحرکت قلم قضاوقدردرلوح( اسم ) ۱- حرکت تکان . ۲- لرزه لرزش . ۳- اضطراب . ۴- کار شغل عمل . یا جنبش آبا( آبائ ) . حرکت و سیر هفت کوکب : زحل مشتری مریخ خورشید زهره عطار دو قمر. یا جنبش اول . جنبش و حرکت قلم و قضا و قدر در لوح . ۲- حرکت اولی که فلک اول کرد. ۳- حرکت اولی که سیارات از برج حمل کردند چه گفته اند که در مبدائ آفرینش مراکز کواکب سبعه هر یک در اوج تدویر و اوجات تداویر در نقط...

دانشنامه عمومی

جنبش پدیده ای اجتماعی است که در ابعاد مختلف و اندازه های گوناگون به تغییر در ترکیب بندی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی یا فرهنگی منجر می شود. جنبش به موارد زیر اطلاق می شود:جنبش اجتماعیجنبش سیاسیانقلاباصلاحاتنهضتکودتاwiki: سازهای زهی ترکیه است.بالالایکاباغلامابوزوکیدوتارلوتماندولینبربطربابسه تارسی تارتنبورساز جُنبش در اواخر قرن بیست توسط علی زین العابدین اختراع شد و در زمان آتاتورک به نام مخترع آن (علی ز...

مترادف و متضاد

بعث، تشنج، جوشش، رستاخیز، شورش، نهضت

اختلاج، اهتزاز، تکان، تلاطم، حرکت، لرز، لرزش، لرزه، لول، وول

۱. اختلاج، اهتزاز، تکان، تلاطم، حرکت، لرز، لرزش، لرزه، لول، وول
۲. بعث، تشنج، جوشش، رستاخیز، شورش، نهضت

cauthorse (اسم)سبب، جنبش، عنوان، هدف، جهت، علت، سرمایه، مرافعه، موجب، انگیزه، نهضت، باعی، موضوع منازع فیه، موری، منبعaction (اسم)گزارش، عمل، فعل، کنش، کار، کردار، جدیت، اقدام...

واژه نامه بختیاریکا

تَکُو وَکُو؛ جُم و جیلا

کلمات مرتبط

  • جنبش ترازویی و حرکت موازنه ای
  • جنبش تند و ناگهانی
  • جنبش ناپذیر
  • جنبش ناگهانی
  • جنبش نمایان ماه
  • جنبش کرم وار
  • جنبش ازادی بخش مردم ایران
  • جنبش امل
  • جنبش انقلابی مردم مسلمان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات