معانی کلمه : جنبد
لغت نامه دهخدا
جنبد. [ جُم ْ ب َ ] (معرب ، اِ) معرب گنبد. (آنندراج از فرهنگ وصاف ) (دزی ج 1 ص 222). رجوع به جنبذ شود.
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان کنیه قان بخش ششتمد شهرستان سبزوار واقع در ۱۶ هزار گزی جنوب خاوری ششتمد موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن معتدل است سکنه آن ۲۵۲ تن آب آن از قنات و محصول آن غلات پنبه بنشن شغل اهالی زراعت است راه مالرو دارد .
