Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جنب

تلفظ بین المللی : /dʒˈanb/ تلفظ :‌ [dZ'anb]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • جَنْب
  • جنب و جوش
  • جنب جنبان
  • جنب اماس
  • جنب برداری
  • جنب جنوبگان
  • جنب شمالگان
  • جنب شکافی
  • جنب مدارگان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

جنب . [ ج ُ ن َ ] (ع اِ) ج ِ جَنْبة. (اقرب الموارد). رجوع به جنبة شود.

جنب . [ جَمْب ْ ] (اِخ ) آبی است از بنی عدویه در سرزمین یمامه . (معجم البلدان ) (مراصد).

جنب . [ جُمْب ْ ] (اِ) حرکت . (حاشیه ٔ برهان چ معین ): جنب و جوش . رجوع به جنبیدن و جنبش شود.

جنب . [ ج ُن ْ ن َ ]...

فرهنگ عمید

کسی که به‌واسطۀ انزال منی غسل بر او واجب شده باشد.

۱. پهلو؛ کنار.
۲. (زیست‌شناسی) غشایی که روی ریه‌ها را می‌پوشاند و به دیوارۀ داخلی قفسۀ سینه می‌چسبد.

۱.=جنبیدن
۲. جنبنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): دیر‌جنب.
= جنب‌وجوش: [مجاز] حرکت و کوشش؛ تلاش و تقلا.

۱.=جنبیدن۲. جنبنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): دیر جنب.= جنب وجوش: [مجاز] حرکت و کوشش، تلاش و تقلا.کسی که به واسطۀ انز...

فرهنگ معین

(جَ) [ ع . ] (اِ.) 1 - پهلو، کنار. 2 - سمت .

(جُ نُ) [ ع . ] (ص .) 1 - کسی که به علت خروج منی ، غُسل بر او واجب است . 2 - بیگانه ، بعید، دور.

(جَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - پهلو، کنار. ۲ - سمت .
(جُ نُ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - کسی که به علت خروج منی ، غُسل بر او واجب است . ۲ - بیگانه ، بعید، دور.

فرهنگ فارسی

پهلو، کنار، جهت، سمت، ناحیه، اجناب وجنوب جمع، غریب، بیگانه، بعید، دور، آلوده به نجاست
( صفت ) ۱- آنکه به نجاست آلوده شده باشد کسی که بسبب انزال منی غسل بر او واجب باشد. ۲- غریب بیگانه .۳- دور بعید.
ناحیه ایست در بصره در مشرق دجله

دانشنامه عمومی

جنب (روستا). جنب (در عربی: الجُنُب )نام روستایی است در دهستان المَذبَح از توابع استان لَحِج در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.المقحفی، ابراهیم، احمد ، (مُعجَم المُدُن وَالقَبائِل الیَمَنِیَة) ، منشورات دار الحکمة، صنعاء، چاپ وانتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی).جمعیت آن (۵۰) نفر (۶ خانوار) می باشد.wiki: جنب (روستا)...

مترادف و متضاد

پهلو، جوار، سمت، کنار

آلوده، محتلم، ناطاهر، نجس ≠ طاهر

side (اسم)طرف، سمت، کناره، ضلع، سو، پهلو، جنب، جانبperiphery (اسم)پیرامون، دوره، محیط، حدود، جنب، سطح بدنnext (حرف اضافه)جنب...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی جَنبِ: کنار(در اصل به معنی پهلوست وبه صورت استعاره آنچه کنار پهلو قرار می گیرد)معنی جُنُبٍ: دور(بَصُرَتْ بِهِ عَن جُنُبٍ :اورا ازدور می پایید)معنی خَامِدُونَ: خاموش و بی حرکتها( از خمود است ، که به معنای سکون و خاموشی از سر و صدا و جنب و جوش است )معنی خَامِدِینَ: خاموش و بی حرکتها( از خمود است ، که به معنای سکون و خاموشی از سر و صدا و جنب و جوش است )معنی حَفَدَةً: حفده جمع حافد ...

فرهنگ فارسی ساره

کنار، سو

واژه نامه بختیاریکا

پَر

فرهنگستان زبان و ادب

جنْب
{Algenib} [نجوم] ستارۀ گاما فَرَس که زیرغولی از ردۀ ب 2 است، با قدر 2/8، به فاصلۀ 333 سال نوری از زمین

کلمات مرتبط

  • جَنْب
  • جنب و جوش
  • جنب جنبان
  • جنب اماس
  • جنب برداری
  • جنب جنوبگان
  • جنب شمالگان
  • جنب شکافی
  • جنب مدارگان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات