Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جناب

تلفظ بین المللی : /dʒˈenɑb/ تلفظ :‌ [dZ'enAb]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • جناب کشیش
  • جناب دماوندی
  • جناب زاده محمد
  • جناب فریدون
  • جناب کمال الدین
  • جناب عالی
  • جناب خان
  • جناب اصفهانی
  • جناب گرگانی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

جناب . [ ج ُ ] (ع اِ) بیماری ذات الجنب . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

جناب . [ ج َ ] (اِخ ) موضعی است در سرزمین کلب در سماوة بین عراق و شام . (معجم البلدان ).

جناب . [ ج ُن ْ نا ] (ع ص ، اِ) ج ِ جانب ، بمعنی کرانه و بیگانه و غریب و نافرمان . (منتهی الارب ). رجوع به جانب شود. || رفیق هم پهلو در رفتن . (منتهی الارب...

فرهنگ عمید

۱. عنوان احترام‌آمیز که پیش از نام اشخاص بزرگ ذکر می‌شود.
۲. [قدیمی] آستانه؛ درگاه.

شرطی که با یکدیگر می‌بندند؛ جناغ: ◻︎ راست گفتی عتاب او بر من / هست از بهر بردن جناب (فرخی: ۴۵۱).

شرطی که با یکدیگر می بندند، جناغ: راست گفتی عتاب او بر من / هست از بهر بردن جناب (فرخی: ۴۵۱ ).۱. عنوان احترام آمیز که پیش از نام اشخاص بزرگ ذکر می شود.۲. [قدیمی] آستانه، درگاه....

فرهنگ معین

(جَ ) [ ع . ] (اِ. )۱ - درگاه ، آستانه . ۲ - واژه ای ا ست که برای احترام ، پیش از نام بزرگان گفته می شود.

فرهنگ فارسی

ناحیه، آستانه، درگاه، اجنبه جمع، کلمه تغظیم، جناغ، شرطبندی، بازی قمارمعروف که شکستن جناغ
( اسم ) ۱- درگاه آستان .۲- عنوانی است بزرگان را ( اکنون رسما به وکلای مجلسین و وزرائ خطاب شود ) .
موضعی است بعراض خیبر و سلاح و وادی القری و گویند از منازل بنی مازن است و نصر گوید : جناب از دیار بنی فزاره بین مدینه و فید است . بعضی از شاعران عرب در شعر خود ا آن یاد کنند .

دانشنامه عمومی

جناب دومین لقب نظامی در ارتش جمهوری اسلامی ایران است که به نظامیانی که دارای درجات نظامی افسری که بالاتر از استواریکم (سرکار) و پایین تر سرتیپ (امیر یا تیمسار) هستند و بعد از لقب سرکار اعطاء می شود که شامل درجات نظامی: ستوانسوم، ستواندوم، ستوانیکم، سروان، سرگرد، سرهنگ دوم و سرهنگ می شود. در زبان پارسی به جناب فرگاه هم می گویند.wiki: جناب جناب (ابهام زدایی). جناب لقبی ارتشی است و ممکن است به یکی ا...

مترادف و متضاد

آستان، حضرت، درگاه، عتبه

honor (اسم)غیرت، افتخار، خوشنامی، برو، اب رو، نجابت، احترام، عزت، شرافت، فخر، شرف، ناموس، حضرت، جناب، تشریفات امتیازویژهhonour (اسم)افتخار، برو، عزت، شرافت، فخر، شرف، ناموس، حضرت، جناب، تشریفات امتیازویژهexcellency (اسم)برتری، خوبی، عالیجناب، حضرت، جناب...

فرهنگ فارسی ساره

سرکار


کلمات مرتبط

  • جناب کشیش
  • جناب دماوندی
  • جناب زاده محمد
  • جناب فریدون
  • جناب کمال الدین
  • جناب عالی
  • جناب خان
  • جناب اصفهانی
  • جناب گرگانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات